تبليغاتX
عشق
معنی عشق چیست




خود را شبي در آينه ديدم دلم گرفت  

از فکر اينکه قد نکشيدم دلم گرفت

از اينکه بال و پري داشتم ولي

بالاتر از خودم نپريدم دلم گرفت

از اينکه با تمام پس انداز عمر خود

حتي ستاره اي نخريدم دلم گرفت

کم کم به سطح آينه  ام برف مي نشست

دستي بر آن سپيد کشيدم دلم گرفت

دنبال کودکي که در آن سوي برف بود

رفتم ولي به او نرسيدم دلم گرفت

نقاشي ام تمام شد وزنگ خانه خورد

من هيچ خانه اي نکشيدم دلم گرفت

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 18:2  توسط دنیای عشق | 
از هم اکنون و پیش از رسیدن روز والنتاین،بیایید با آشنایی بیشتر با روز سپندارمذ(روز جشن زمین و گرامی داشتن عشق)با خود پیمان ببندیم:از این پس ای ایرانی بیشتر با فرهنگ و آداب رسوم ملی و قومی خود درآمیز...

روز 29بهمن روز سپندارمذگان-روز عشق شاد باد




وقتی به آغازش میاندیشم به دیدگاه خودم همه چیز گیج و پیچیده می آید!اما انگار این گیجی چندان هم شگفت انگیز و دور از انتظار نیست،چون عبارت ضربه فرهنگی را چنان تعریف کرده اند:تغییراتی در فرهنگ که موجب به وجود آمدن گیجی،سردرگمی و هیجان میشود.

این ضربه چنان نرم و آهسته بر پیکر ملت ما فرود آمد که جز گیجی و بی هویتی پی آمد آن چیزی نفهمیدیم!

شاید افراد زیادی راببینید که از واژه Hiو Hello را با لهجه غلیظAmerican تلفظ می کنند.اما تعداد افرادی که از واژه درود بهره می گیرند بسیار اندک است!

همان طوری که واژه Thanksبیشتر از سپاس گزارم؛و Good byeبسار راحت تر از بدرود در دهان میچرخد.ما حتا به این هم پسنده نکرده ایم:

این روزها مردم برگزاری جشن و مناسبت های خارجی را نشانه تجددو تمدن می دانند.سفره هفت سین نمیچینند،اما در آراستن درخت کریسمس تلاش می کنند.

جشن شب یلدا را که به بهانه بلند شدن روز،برای سپاس گزاری از نعمت های خداوند می شود نمی شناسند؛اما همراه و همزمان با بیگانگان روز شکرگزاری برپا می کنند!

همه چیز را در مورد Valentine و فلسفه نام گذاریش می دانند،اما حتی نام سپندارمذگان به گوششان نخورده است.

چند سالی است در نزدیکی26بهمن ماه(14فوریه)که می شود هیاهو و هیجان در خیابان می بینیم.مغازه ها از کالاهای فانتزی و لوکس پر می شود.همه جا نام Valentine به گوش می خورد.از هر بچه مدرسه ای که در مورد والنتاین پرسش کنی می داند که:"در قرن سوم میلادی که برابر می شود با اولین امپراطوری ساسانی در ایران،در روم باستان فرمانروایی با نام کلدیوس دوم بوده.کلدیوس اعتقادات عجیبی داشته است از جمله این که سربازی خوب خواهد جنگید که مجرد باشد.از این رو ازدواج را برای سربازان امپراطوری روم قدغن می کند.کلدیوس به اندازه ای بی رحم و فرمانش قاطع بود که هیچ جرات کمک به ازدواج سربازان رانداشت.اما کشیشی با نام والنتیوس(والنتاین)،مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می کرد.کلودیوس دوم از این جریان آگاه می شود؛و دستور می دهد والنتاین را به زندان بیندازند.والنتاین در زندان عاشق دختر زندان بان می شود.سرانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد عشاق،با قلبی عاشق اعدام می شود...بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید را عشق می دانند و از آن زمان نهاد و سنبلی برای عشق می شود"!

اما کمتر کسی است که بداند در ایران باستان،نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد،بلکه بیست قرن پیش از میلدد،روزی با نام عشق بوده است!


جالب است بدنید این روز در تقویم جدید ایرانی دقیقا برابر 29بهمن،یعنی سه روز پس از والنتاین فرنگی!این روز سپندارمذگان یا اسفندار مذگان نام داشته است.فلسفه بزرگداشت این روز به عنوان روز عشق به این صورت بوده است که در ایران باستان هر ماه را سی روز به شمار می آوردند و همان طور که می دانید روز ها هم به مانند ماه ها نام ویژه خود را داشتند.به عنوان نمونه روز اول"روز اهورامزدا"،روز دوم روز بهمن(تندرستی،اندیشه)که نخستین صفت خداوند است؛روز سوم اردیبهشت یعنی"بهترین راستی و پاکی"که باز هم از صفات خداوند است؛روز چهارم شهریور یعنی"شاهی و فرمانروایی آرمانی"که خاص خداوند است و روز پنجم"سپندارمذ"بوده است.سپندار مذ لقب ملی زمین است.یعنی گستراننده،مقدس و فروتن.زمین نماد عشق است چون با فروتنی و گذشت یه همه عشق می ورزد.زشت و زیبا را با یک چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامن پر مهر خود می گنجاند؛به همین برهان در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را به عنوان عشق می پنداشتند.در هر ماه یک بار،نام روز با نام ماه یکی می شده است که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن شده است؛جشنی متناسب با آن روز فراهم می کردند.مثلا شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشت که در ماه مهر"مهرگان"لقب می گرفت.همان طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ یا اسفندار مذ نام داشت،که در ماه دوازدهم سال که آن هم اسفندار مذ نام داشت جشنی با همین عنوان می گرفتند.البته شاید فرزان های دیگر-(فلسفه) دیگر هم داشته باشد؛مانند:گذشتگان بر این باور بودند که زمین همچون زن توانایی زایش دارد.بنابراین این روز را بهترین زمان برای سپاسگذاری از تلاش های زنان می دانستد؛و در این روز به زنان مهر می ورزیدند.

سپندار جشن زمین و گرامی داشت عشق است،که هر دو در کنار هم معنا پیدا می کردند.در این روز زنان به شوهران خود با مهر هدیه می داند.مردان نیز زنان و دختران را در تخت شاهی نشانده به آن ها هدیه داده و از آنها پیروی می کردند.

ملت ایران از جمله ملت هایی است که که زندگی با جشن و شادمانی پیوند فراوان داشته است،به مناسبت های گوناگون جشن می گرفتند و با سرور و شادمانی روزگار می گذرانده اند.این جشن ها نشان فرهنگ نحوه زندگی،خلق و خوی،فلسفه حیات و کلا جهان بینی ایرانیان باستان است. از آنجایی که ما با فرهنگ باستانی خود نا آشناییم شکوه و زیبایی این فرهنگ با ما بیگانه شده است؛نقطه مقابل ملت ما امریکاییها هستند که به خود جهان بینی دچار می باشند.آنها دنیا را تنها از زاویه ویژه خود می نگرند؛مردمانی که چنین دیدگاهی دارند،متوجه نمی شوند که ملت های دیگر شیوه های زندگی و فرهنگ متفاوتی دارند.امریکایی ها به شدت قوم پرستند خود را محور جهان می دانند.آنها بر این باور هستند که ارزش های فرهنگی خود برتر از سایرین است.این موضوع در برسی عملکرد آنان به خوبی پیدا است.به عنوان نمونه در حالی که در این روزها مردم کشورهای مختلف معمولا به چند زبان زنده دنیا گفتار دارند،آمریکایی ها تقریبا به یک زبان گفتار دارند،همچنین مصرانه در پی گسترش دادن جشن های و سنت ویژه خود هستند.

"آگاه بودن از فرهنگ سایر ملل" و "تسلیم شدن در برابر آن فرهنگ ها"دو مقوله کاملا جدا است.با تسلیم شدن در برابر فرهنگ و آداب رسوم دیگران،بی اینکه ریشه در خاک،در فرهنک و تاریخ ما داشته باشد،اگر هم به جایی برسیم،اگر به جایی برسیم جایی است که دیگران پیش از ما به آن رسیده اند و جا خوش کرده اند!!!

برای اینکه ملتی در اندیشه عقیم شود؛باید هویت فرهنگی و تاریخی را از او گرفت.

شاید هنوز هم دیر نشده است؛که روز 26 بهمن(Valentine)را به29 بهمن سپندار مذگان ایرانیان باستان انتقال دهیم...Shy
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 23:34  توسط دنیای عشق | 
همه ما پنهانی ودر نهان با خداوند ، دل گفته هایی با خدا داریم، کسی از آن خبر ندارد وخود می گوییم و خدا شنونده است.

گفتم: خسته‌ام
گفت: لاتقنطوا من رحمة الله
.:: از رحمت خدا نا امید نشید(زمر/53) ::.

گفتم: انگار، مرا فراموش کرده ای!
گفت: فاذکرونی اذکرکم
.:: منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152) ::.

گفتم: تا کی باید صبر کرد؟
گفت: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا
.:: تو چه می‌دانی! شاید موعدش نزدیک باشد (احزاب/63) ::.

گفتم: تو بزرگی و نزدیکیت برای منِِِ کوچک، خیلی دوره! تا آن موقع چه کار کنم؟
گفت: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله
.:: کاراهایی که به تو گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کند (یونس/109) ::.

گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم کوچک است... یک اشاره‌ کنی تمامه!
گفت: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم
.:: شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216) ::.

گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل... اصلا چطور دلت میاد؟
گفت: ان الله بالناس لرئوف رحیم
.:: خدا نسبت به همه‌ی مردم - نسبت به همه � مهربان است (بقره/143) ::.

گفتم: دلم گرفته
گفت: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا
.:: (مردم به چی دلخوش کردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا شاد باشند (یونس/58) ::.

گفتم: اصلا بی‌خیال! توکلت علی الله
گفت: ان الله یحب المتوکلین
.:: خدا آنهایی را که توکل می‌کنند دوست دارد (آل عمران/159) ::.

گفتم: خیلی چاکریم!
ولی این بار، انگار گفتی: حواست را خوب جمع کن! یادت باشد که:
گفت: و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره
.:: بعضی از مردم خدا را فقط به زبان عبادت می‌کنند. اگه خیری به آنها برسد، امن و آرامش پیدا می‌کنند و اگر بلایی سرشان بیاید تا امتحان بشوند، رو گردان میشوند. خودشان تو دنیا و آخرت ضرر می‌کنند (حج/11) ::

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم ؛
گفت: فانی قریب
.:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::.

گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش می‌شد به تو نزدیک بشوم
گفت: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵) ::.

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!
گفت: ألا تحبون ان یغفرالله لکم
.:: دوست ندارید خدا شما را ببخشد؟! (نور/۲۲) ::.

گفتم: معلومه که دوست دارم مرا ببخشی
گفت: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه
.:: پس از خدا بخواهید شما را ببخشد و بعد توبه کنید (هود/۹۰) ::.

گفتم: با این همه گناه... آخر چه کاری می‌توانم بکنم؟
گفت: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
.:: مگر نمی‌دانید خداست که توبه را از بنده‌هایش قبول می‌کند؟! (توبه/۱۰۴) ::.

گفتم: دیگر روی توبه ندارم
گفت: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
.:: (ولی) خدا عزیزو دانا است، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳) ::..

گفتم: با این همه گناه، برای کدام گناهم توبه کنم؟
گفت: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
.:: خدا همه‌ی گناه‌ها را می‌بخشد (زمر/۵۳) ::.

گفتم: یعنی اگر بازهم بیابم؟ بازهم مرا می‌بخشی؟
گفت: و من یغفر الذنوب الا الله
.:: به جز خدا کیه که گناهان را ببخشد؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.

گفتم: نمی‌دانم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتشم می‌زند؛ ذوبم می‌کند؛ عاشق می‌شوم! ... توبه می‌کنم
گفت: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
.:: خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم آنهایی که پاک هستند را دوست دارد (بقره/۲۲۲) ::.

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک
گفت: الیس الله بکاف عبده
.:: خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.

گفتم: در برابر این همه مهربانیت چه کار می‌توانم بکنم؟
گفت:یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما
.:: ای مؤمنین! خدا را زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشته‌هایش بر شما درود و رحمت می‌فرستند تا شما را از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیاورند. خدا نسبت به مؤمنین مهربان است. (احزاب/۴۱-۴۳) ::.

گفتم: هیچ کسی نمی‌داند تو دلم چه می‌گذرد
گفت: ان الله یحول بین المرء و قلبه
.:: خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24) ::.

گفتم: غیر از تو کسی را ندارم
گفت : نحن اقرب الیه من حبل الورید
..:: ما از رگ گردن به انسان نزدیک‌تریم (ق/16) ::.

گفتم : ...
گفت : ...

خدایا مرا از خودم رها کن...


با تشکر از دوست بسیار خوبم آقا میلاد ( درد جدایی... )
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 13:44  توسط دنیای عشق | 
رنگ چشمات مثل روياست                   نگاهت مثل درياست

موج دارد اون رنگ چشمات                  چشماي افتابيت

نور خورشيد مي تابد بروي دلها     دلي كه ندارد جايگاهي

جايگاه تو در قلب من             پس بنگر به نگاه من

تو زيباترين كسي هستي كه تا به امر ديده بودم        چشماي درشتت نگاه گرمي

داره كه هم را ديوانه كرده.


+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 19:8  توسط دنیای عشق | 

دل تو قلب منه . دل من تو قلب ناز توه

اگه مي خوام هم ديگه را دوست داشته باشيم  اون قلب كوچوله هست سمت  چپه  يه در

داره اون در  را باز بكني منم كه ميام به ديدنت  

پس اگه تو منو دوست نداري . اون  در را بسوزنش تا ديگه من

جاي تو قلب نازه كوچيكت نداشته باشم



+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 12:22  توسط دنیای عشق | 

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
ر     دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 23:55  توسط دنیای عشق | 

کودک گفت:خدايا با من حرف بزن

مرغ دريايي آواز خواند ولي کودک نشنيد

سپس کودک فرياد زد :خدايا با من حرف بزن

رعدي در آسمان پيچيد اما کودک گوش نداد

کودک نگاهي به اطراف انداخت و گفت: خدايا بگذار ببينمت

ستاره اي درخشيد و لي کودک توجهي نکرد

کودک فرياد زد: خدايا به من معجزه اي نشان بده

و يک زندگي متولد شد اما کودک نفهميد

کودک با نااميدي گريست

خدايا با من در ارتباط باش بگذار بدانم اينجايي

بنابراين خدا پايين آمد و کودک را لمس کرد

ولي کودک پروانه را کنار زد


+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 14:51  توسط دنیای عشق | 
امروز براتون چند تا جك اوردم كه بخونيد و لذت ببريد.

---------------------------------------------------------------------------------

يه روز دو تا تنبل ميرن بانک ميزنن، اولي ميگه بيا پولا رو بشمريم.
دومي ميگه: ولش كن فردا راديو ميگه!

---------------------------------------------------------------------------------


غضنفرمیره دكترمیگه آقای دكترمن فراموشی گرفته‌ام.
دكتر میگه: چندوقته این بیماری رو دارین؟
غضنفرمیگه: كدوم بیماری؟

---------------------------------------------------------------------------------

غضنفر به زنش ميگه: زن مهريه‌ات را بگذار اجرا تا با پولش خونه بخريم!

---------------------------------------------------------------------------------


يه پسره به دوستش ميگه: بيا بريم دريا.
دوستش ميگه: نه اگه غرقشم مامانم منو ميكشه!

-----------------------------------------------------------------------------

بقيه جك در  ادامه مطلب



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 12:35  توسط دنیای عشق | 

 


به تو عادت کرده بودم                اي به من نزديک تر از من
اي حضورم از تو تازه                 اي نگاهم از تو روشن
به تو عادت کرده بودم                  مثل گلبرگي به شبنم
مثل عاشقي به غربت                 مثل مجروحي به مرهم
لحظه در لحظه عذابه                 لحظه هاي من بي تو
تجربه کردن مرگه                      زندگي کردن بي تو
من که در گريزم از من                   به تو عادت کرده بودم
از سکوت و گريه شب                 به تو حجرت کرده بودم
با گل و سنگ و ستاره                 از تو صحبت کرده بودم
خلوت خاطره هامو                   با تو قسمت کرده بودم
خونه لبريز سکوته                    خونه از خاطره خالي
    من پر از ميل زوالم                   عشق من تو در چه حالي

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 20:21  توسط دنیای عشق | 

 

گاه گاهی که دلم می گیرد به تو می اندیشم خوب در یادم هست چه شبی

بود آن شب! تو همان نوگل دیرینه و من برگ زردی که فتاده است به خاک و

من اندر عجب این دیدار که تو بعد از سال ها هم چنان زیبایی! کاش

می دانستی که چه کردی با من در همان لحظه که لبریز ز شوقت بودم

چشم بر گرداندی و مرا سوزاندی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 20:16  توسط دنیای عشق | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
زيباي دنيا بستگي به نگاه انسان دارد پس درست نگاه كن به زندگي خود


پیوندهای روزانه
برنامه هاي نوشته شده توسط Knight
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
بهمن 1387
دی 1387
آبان 1387
پیوندها
بی تو هرگز
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM





Powered by WebGozar